|
|
متن بخشنامه عقد قرارداد آموزشی سازمان با مناطق آموزشی استان |
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
مديريت /اداره آموزش وپرورش شهرستان /منطقه موضوع : عقد قرار داد تعداد دانش آموز ، كلاس و تراكم سلام عليكم با اهداء سلام وتحيات الهي ، پيرونامه شماره42/13136 مورخ 28/1/86 ( پیش بینی تعدادکلاس و ...) با عنايت به ضرورت تصويب برنامه ها براي سال تحصيلي 87-86 بدين وسيله برنامه حضور همكاران جهت عقد قرار داد ارسال مي گردد ، شايسته است مدير/رئيس آموزش وپرورش ،كارشناسان دوره های ابتدايي ، راهنمايي تحصيلي ، متوسطه وآماروبودجه ضمن تمهيد مقدمات لازم وبه همراه داشتن مدارك و مستندات مربوط به ضرايب گرايش رشته ها ، تعداد كلاس و... برابر جدول زیردر سازمان حاضر تا نسبت به عقد قرارداد اقدام گردد . ( درصورت عدم امكان حضور مدير/رئيس آموزش وپرورش نماينده تام الاختيار ايشان حضور خواهند داشت).
عليرضا نوروزي
رئيس سازمان آموزش وپرورش استان گلستان
- مكان برگزاري جلسات در محل گروه طرح وبرنامه سازمان مي باشد كه حضور به موقع همكاران مورد امتنان مي باشد .
- با استناد به بند ب بخشنامه شماره 42/13136 مورخ 28/1/86 شايسته است فهرست مدارسي كه از طريق ارائه سرويس اياب وذهاب منحل و يا كلاس آنان كاهش مي يابد را برابر جدول زير تكميل و به هنگام مراجعه تحويل فرماييد.- به منظور بررسي آخرين اطلاعات كلاس ، دانش آموزوتراز نيروي انساني شايسته است كارشناس آماروبودجه با در دست داشتن CD اطلاعات 3/6 (كل اطلاعات ) سيستم بكفا پس از رفع اشكالات احتمالي و بررسي تراز نيروي انساني درجلسه فوق حضور بهم رسانند.اطلاعات آموزشگاههايي كه از طريق سرويس اياب و ذهاب ويا ميني بوسهاي تحويل شده منحل مي گردد و يا كلاس آنها كاهش مي يابد
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
2
نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1386ساعت 9:32 قبل از ظهر  توسط گروه طرح و برنامه |
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
هفته معلم برتمامی هم سنگران تعلیم و تربیت مبارک باد |
|
|
به ياد آناني كه هميشه حضوري سبز دارند اي خوش آن عمر كه در خدمت استاد گذشت معلمي، مهر و محبتي وصف ناشدني است كه از آغاز گويي با گل آدمي سرشته شد تا مردم از ظلمات جهل به نور دانايي، رهنمون شوند. معلم طلايه دار عشق، ادب، اخلاق و عاطفه است، هر حركت او از چشمان تيزبين شاگردان ودانشجويانش پنهان نخواهدماند، چرا كه او بايد مظهر آزاد انديشهي معلم واستاد واقعي در رعايت ويژگي هاي مثبت ياد شده الگوي بزرك هر جامعه اي است و در صورت رعايت نكردن معيارهاي اخلاقي نه تنها از ارزش و اعتبار او كاسته ميشود بلكه منزلت و جايگاهش نيز تنزل مييابد. معلم با نور و روشني دانش و آگاهي به مبارزه جدي با جهل و خرافه پرستي مي رود زيرا كه ناداني، تحجر و خرافات دشمنان هميشگي انسانها در طول تاريخ بوده و هست. اگر جامعه اي امروز به مزيتها و پيشرفت هاي فراواني دست يافته است بي شك مرهون تلاش هاي بيوقفه معلمان و استاداني است كه عمر عزيز خود را در راه تعليم و تربيت فرزندان و نسل نوپاي آن جامعه سپري كرده اند. روز بزرگداشت معلم واستاد به عنوان روز تجليل از صاحبان انديشه و قلم بايد مورد توجه همگان قرار گيرد و سراسر جامعه با برپايي آيين هاي باشكوه مقام اين مناديان تربيت و تعلم را گرامي بدارند. اما با اين كه در سرزمين ما، همه به جايگاه و نقش معلم و استاد و تاثير گذاري عميق آنان بر نسل جوان و آينده ساز كشور به خوبي واقف هستند اما با كمال تاسف تاكنون به حقوق و شان اين قشر آن گونه كه بايد و شايد توجه نشده است. در متون اسلامي و احاديث در تكريم شان و مقام استاد آمده است : "حق معلم برتو آن است كه همواره با ديده تعظيم و تكريم به او بنگري و به سخنانش با دقت گوش دهي و صدايت را در حضورش بلند نكني". حتي ازفاتحان بزرك تاريخ نيزمي توان كلام تكريم و بزرگداشت معلم را شنيد. معلمي يك رسالت دائمي است. اگرچه معلم رسولي است كه بر گردن همه دانش آموختگان حقي دارد كه بس سترگ و عظيم است ولي شاگرد نيز بر گردن معلم حقي دارد كه ميبايد اداشود. امروزه جهان با سرعت بسيار به سوي مرزهاي ناشناخته ي دانش پيش ميرود و معلم نميتواند در اين مسير پر مخاطره و حساس ساكت و بيتفاوت بماند. بر معلم و استاد فرض است كه مطالعه مستمر و به روز داشته باشد و در جريان آخرين تحولات علمي جهان قرار گيرد. حداقل انتظاري كه ميتوان داشت اين است كه در رشته اي كه تدريس ميكند به دانش داستاني زيبا از رابطه شاگرد و معلم: بهترين نوع اين رابطه که سرشار از ادب و فروتني است، در داستان حضرت موسي (ع) به عنوان شاگرد و حضرت خضر (ع) در مقام معلم ـ نمود دارد. موسي (ع) مأمور شد تا از بنده اي صالح به نام خضر (ع) کسب علم کند. قرآن آغاز گفت و گوي اين معلم و شاگرد را اين چنين بيان مي کند: قال له موسي هل اتبعک علي ان تعلمن مما علمت رشداً * قال انک لن تستطيع معي صبراً * و کيف تصبرعلي ما لم تحط به خبراً * قال ستجدني ان شاء الله صابراً و لا اعصي لک امراً * قال فان اتبعتني فلا تسئلني عن شي ءٍ حتي احدث لک منه ذکراً. (کهف: 66 ـ 70) موسي به او گفت: «آيا از تو پيروي کنم تا از آنچه به تو تعليم داده شده که مايه رشد است به من بياموزي؟ گفت : «تو هرگز هم پاي من نمي تواني صبر کني و چگونه در مورد چيزهايي که از آن شناخت نداري، شکيبايي مي کني؟» گفت: «اگر خدا بخواهد، مرا شکيبا خواهي يافت و در هيچ کاري نافرماني تو نمي کنم». گفت: اگر به دنبال من آمدي، چيزي از من مپرس تا خودم از آن با تو سخن بگويم.»
معلمي در کلام امام خميني (ره): نقش معلم در جامعه، نقش انبياست؛ انبيا هم معلم بشر هستند. تمام ملت بايد معلم باشند؛ فرزندان اسلام تمام افرادش معلم بايد باشند و تمام افرادش متعلم.
معلم در سخنان مقام معظم رهبري: دست تواناي معلم است که چشم انداز آينده ما را ترسيم مي کند. اگر مي بينيد که اميرمؤمنان، مولاي متقيان علي (ع) مي فرمايد: «من علمني حرفاً فقد صيرني عبداً؛ هرکس چيزي به من بياموزد، مرا غلام خويش کرده است.» اين بيان براي ما درس است تا معلمان، قدر خود را بدانند و تشخيص دهند که چقدر، وجود آنها در سرنوشت يک ملت مؤثر است.
معلم در کلام استاد مطهري: معلم بايد نيروي فکري متعلم را پرورش دهد و او را به سوي استقلال رهنمون شود. بايد قوه ابتکار او را زنده کند؛ يعني در واقع، کار معلم آتش گيره دادن است. فرق است ميان تنوري که شما بخواهيد آتش از بيرون بياوريد و در آن بريزيد تا آن را داغ کنيد و تنوري که در آن هيزم و چوب جمع است و شما فقط آتش گيره از خارج مي آوريد و آن قدر زير اين چوب ها و هيزم ها قرار مي دهيد که اينها کم کم مشتعل شود.
معلم در کلام شهيد رجايي: معلمي شغلي نيست؛ معلمي عشق است. اگر به عنوان شغل انتخابش کرده اي، رهايش کن و اگر عشق توست مبارکت باد.
برتري حق معلّم بر پدر آورده اند که اسکندر به معلّم خويش احترام بسياري مي گذاشت. از او پرسيدند: چرا معلّم خود را بيش از پدر تعظيم و احترام مي کني؟ گفت: به سبب آن که پدرم، مرا از عالم ملکوت به زمين آورده و استاد، مرا از زمين به آسمان برده است.
مقام معلم
مي توان در سايه آموختن گنج عشق جاودان اندوختن اول از استاد، ياد آموختيم پس، سويداي سواد آموختيم از پدر گر قالب تن يافتيم از معلم جان روشن يافتيم اي معلم چون کنم توصيف تو چون خدا مشکل توان تعريف تو اي تو کشتي نجات روح ما اي به طوفان جهالت نوح ما يک پدر بخشنده آب و گل است يک پدر روشنگر جان و دل است ليک اگر پرسي کدامين برترين آنکه دين آموزد و علم يقين استاد حسين شهريار |
||
|
2
نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم اردیبهشت 1386ساعت 9:6 قبل از ظهر  توسط گروه طرح و برنامه |
|
||
